سن : 32
جنسيت : خانم

محل زندگی :
Iran ,Alborz , karaj ,......, ......, ......



ایجاد قرار ملاقات

ارسال کارت تبریک


: تاریخ و زمان آخرین ورود به سایت
برای مشاهده لطفا لاگین کنید





مشاهده لیست دوستان برای هیچکس مقدور نمی باشد

گروه های عضو شده از (1) گروه




کاربر مهمان خوش آمدید .به دلیل اینکه وارد سایت نشده اید بسیاری از قسمتها ی این صفحه برای شما قابل مشاهده نیستند .برای مشاهده و استفاده از چت لطفا لاگین کنید



   
: وبلاگ
 
   
 

 


: توصیف نامه ها


REZA
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند .

 

REZA
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی .

 

REZA
خوبی بادبادک اینه که
می‌دونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون می‌رقصه و می‌خنده .

 

REZA
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!
یکی دیروز و یکی فردا .

 

REZA

اومدم دلت بشم حسابی مجنونت شدم/خواستم عاشقت کنم خودم پریشونت شدم


 

REZA

در کودکی:پاکن هایی ز پاکی داشتیم.یک تراش سرخ لاکی داشتیم.کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت. دوشمان از حلقه هایش درد داشت. گرمی دستانمان از آه بود. برگ دفترهایمان از کاه بود. تا درون نیمکت جا میشدیم ما پر از تصمیم کبری میشدیم. با وجود سوز و سرمای شدید .ریز علی پیراهنش را میدرید. کاش میشد باز کوچک میشدیم لااقل یک روز کودک میشدیم!!


 

REZA


اگرگاهی ندانسته به احساس توخندیدم ویااز روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی اگر بد کردم هرگز به روی من نیاوردی اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من حلالم کن


 

REZA

از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

 

REZA

درحضور خارها هم می شود یک یاس بود / در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود / میشود حتی برای دیدن پروانه ها / شیشه های مات یک متروکه را الماس بود


 

REZA

عاشقانه

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي


 

 

©2002-2010 Gohardasht.com

 
Close

برای مشاهده کامل مشخصات و چت آنلاین وارد سایت شوید